اجتماعیکسب و کار جدید

شرایط صحت نکاح چیست؟

در این مقاله شرایط صحت عقد نکاح اعم از قصد و رضای طرفین ، اهلیت طرفین ، موضوع و جهت عقد نکاح را مورد بررسی قرار می دهیم . یکی از مهمترین عقودی که در جامعه ما وجود دارد عقد ازدواج یا عقد نکاح است . قانونگذار در قانون مدنی یکسری شرایطی را مقرر کرده است که تنها در صورت وجود آنها عقد صحیح است . به این معنا که در صورت وجود این شرایط عقد ازدواج درست است و در غیر این صورت عقد صحیح نیست . مانند اینکه طرفین بالغ باشند ، قصد ازدواج داشته باشند و … . به همین دلیل در این مقاله شرایط صحت عقد نکاح اعم از قصد و رضای طرفین ، اهلیت طرفین ، موضوع و جهت عقد نکاح را مورد بررسی قرار می دهیم .

قصد و رضای طرفین

زن و مردی که می خواهند به عقد هم درآیند باید قصد انجام این کار را داشته باشند ؛ یعنی نباید مست یا بیهوش باشند که در این صورت عقد باطل است .  همچنین ، باید به انجام این عقد رضایت داشته باشند . بنابراین ، اگر هریک از آنها تحت تاثیر دیگری مجبور به نکاح بشوند ، عقد نافذ نیست . بر اساس ماده 1070 قانون مدنی رضایت زوجین شرط نافذ بودن عقد است . یعنی اگر یکی از زوجین به عقد رضایت نداشته باشند ، عقد غیر نافذ است ؛ لکن این شخص می تواند بعدا آن را تنفیذ نماید . وکیل رایگان قوه قضاییه در تهران وکیل می‌تواند به شما در موارد حقوقی مرتبط با قضاییه کمک نماید و نکات حقوقی مربوط به پرونده شما را توضیح دهد .

اهلیت طرفین

در اصطلاح حقوقی اهلیت داشتن به این معناست که شخص بالغ ، رشید و عاقل باشد . یعنی به سن بلوغ رسیده باشد ، رشید شده باشد و دیوانه یا مجنون نباشد . برای مطالعه بیشتر درباره بلوغ ، رشد و جنون کلیک کنید . بر اساس ماده 1041 قانون مدنی ” عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی ، به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح ” . در مورد سفیه یا کسی که به سن رشد نرسیده است ، قانونگذار محدودیتی را برای ازدواج در نظر نگرفته است . چرا که بر اساس قانون مدنی شخص سفیه توانایی تصرف در اموال و حقوق مالی خود را ندارد .

اما عقد ازدواج یکی از عقد غیر مالی است . بجز در خصوص که جنبه مالی دارد و نیازمند اجازه ولی یا قیّم او است . در مورد مجنون یا دیوانه نیز به دلیل اینکه هیچ قصدی وجود ندارد ، ازدواج او صحیح نیست . اگر جنون او پیش از رسیدن به سن بلوغ وجود داشته و ادامه یابد ، ولی او می تواند به نیابت از او برای عقد ازدواج منعقد کند . اما اگر پس از رسیدن به سن بلوغ دیوانه شود ، قیم می تواند با اجازه دادستان به نیابت از طرف وی برای وی عقدی منعقد کند .

موضوع و جهت عقد نکاح

زن و شوهر در عقد نکاح باید دقیقا معلوم و مشخص باشند . بر اساس ماده 1067 قانون مدنی تعیین زن و مرد به نحوی که برای هیچ یک از طرفین در شخص طرف دیگر شبهه نباشد ، شرط صحت نکاح است . لذا اشتباه در شخص طرف عقد ازدواج می تواند در مواردی سبب ایجاد  شود . بعلاوه این ، اگر عقد منعقد شده بین طرفین ، عقد موقت باشد ، لزوما بایستی مدت عقد موقت و تعیین شده باشد ؛ در غیر اینصورت عقد باطل است . علاوه بر این ، جهت ازدواج یا هدف ازدواج بایستی یک هدف مشروع باشد . مثل زندگی مشترک و رابطه زوجیت . اما اگر هدف از ازدواج یک هدف نامشروع باشد ، عقد باطل است .

برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد شرایط صحت عقد نکاح به  مراجعه کنید . کارشناسان مرکز  نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینهموسسه حقوقی پاد متشکل از تیم تخصصی  و  در محدوده نیاوران آماده ارائه خدمات  به شما عزیزان می باشد.وکلای متعهد  در تمامی زمینه های حقوقی و کیفری دعاوی شما را متبحرانه پیگیری خواهند کرد. برای کسب اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرید.

نکاح به عنوان رابطه زوجیت مرد و زن به وسیله عقد ازدواج محقق میگردد، عقد نکاح نیز به عنوان یکی از عقود معین و مذکور در قانون مدنی باید علاوه بر شرایط عمومی عقود، دارای شرایط مختص خود نیز باشد : وفق ماده 1062 قانون مدنی : “نکاح واقع می شود به ایجاب و قبول به الفاظی که ضریحا، دلالت بر قصد ازدواج نماید”. بدین ترتیب، اراده وقتی میتواند مولد مورد خود باشد که تحت تاثیر اکراه قرار نگیرد ، در غیر این صورت آن اراده نافذ نخواهد بود، لذا هر فرد می تواند با آزادی اراده با دیگری ازدواج کند.

ایجاب عبارت از اعلام قصد ازدواج گوینده با مخاطب خود می باشد و قبول عبارت از اعلام قصد پذیرش آن امر است.ایجاب عموما، از طرف زن و قبول از طرف شوهر می باشد. گرچه اغلب ایجاب مقدم بر قبول است، اما عقد نکاح با وجود تقدم قبول بر ایجاب نیز صحیح است. چنانچه ، اگر زوج به زوجه بگوید : ” تزوجتک” یا ” من ترا به زنی می پذیرم” و سپس زوجه بگوید : ” زوجتک” یا ” خودم را به زنی تو دراوردم”، کافی و صحیح است. رضای زوجین ، شرط نفوذ عقد است و هر گاه مکره بعد از زوال اکراه ، عقد را اجازه کند، نافذ است، مگر اینکه اکراه به درجه ای بوده که عاقد فاقد قصد باشد.(ماده 1070 ق.م).

اراده باطنی به عنوان یکی از افعال انسانی، به تنهایی برای عقد نکاح کافی نبوده و باید مقرون به چیزی باشد که دلالت بر قصد نماید. لفظ مبین قصد طرفین در انشا و ایجاد عقد نکاح است و توافق زوجین باید به انعقاد نکاح به وسیله الفاظی که به یکی “ایجاب” و به دیگری “قبول” گویند، به عمل آید و این موضوع ، همان تاکید مقرر در مده 1062 قانون مزبور به ترتیب فوق است و در قالب صیغه عقد نکاح ظهور می یابد. ایجاد وقبول ممکن است از طرف خود مرد یا زن به عنوان اصیل و یا از طرف اشخاصی که قانونا حق عقد دارند، به عنوان وکیل منعقد گردد. همانطور که زوجین شخصا می توانند مجری صیغه نکاح باشند.

شرایط عاقد

به همین جهت ، هرگاه صغار و مجانین شخثا مبادرت به عقد نکاح نمایند، اعم از اینکه نکاح برای خود باشد و یا آنکه از سوی دیگران وکیل باشند، نه تنها آن عقد باطل و بی اعتبار است، بلکه در بطلان و بی اعتباری الفاظ آنها در عقد مزبور نیز تردیدی نیست. با وجود این ماده مزبور، اشاره ای به لزوم رشد نداشته و این سکوت را به طور ضمنی دلالت بر نفوذ نکاح سفیه (غیر رشید) دارد ، لکن نفوذ سفیه در تعیین میزان مهر که لزوم رشد در آن ، ضروری است، نافذ نیست. شرایط مذکور باید تا آخرین لحظه اجرای صیغه عقد باقی باشد و چنانچه طرف ایجاب پس از خواندن ایجاب، به خواب رود و یا دیوانه شود و طرف قبول در حالی که، طرف مقابل او در خواب و یا مبتلا به جنون است، قبول نماید، باطل است.

گفتیم ایجاب و قبول یکی از شروط اساسی در صحت عقد نکاح است. بر این اساس اگر قبول با فاصله ای غیر متعارف پس از ایجابی که توسط زوجه و یا قائم مقام قانونی وی انجام شده است صورت گیرد، در این صورت نکاح باطل است.بدین معنا که قبول باید در زمانی گفته شود که عرف آن را متوالی و مربوط به ایجاب بداند. از این روست که طبق ماده 1065 قانون مدنی : ” توالی عرفی ایحاب و قبول ، شرط صحت عقد است.” ماده 1066 قانون مدنی : ” هرگاه یکی از متغاقدین یا هر دو لال باشند عقد به اشاره از طرف لال نیز واقع می شود، مشروط بر اینکه به طور وضوح حاکی از انشاء عقد باشد”. امکان انعقاد نکاح با اشاره مشروط بر این است که اشاره کننده لال باشد.

ظاهر ماده فوق نیز دلالت بر لزوم انعقاد نکاح به لفظ در موارد عادی می کند و مکتوب، تلکس و فاکس و مانند اینها را شامل نمی شود.به نظر می رسد که در موارد ضروری (مانند کری) نیز بیان ارده به وسیله نوشته کافی است، بنابرین هر چند زوجین طبق قانون مزبور می توانند اجرای عقد نکاح را توسط وکیل انجام دهند، ولی چنانچه یکی از زوجین یا هر دو به علت لالی، قادر به صحبت نباشند، می توانند با اشاره ای که به طور روشن ، بر قصد انشاء آنها دلالت کند، صیغه عقد نکاح را جاری سازند و پیمان زناشویی میان خود را منعقد نمایند.موسسه حقوقی پاد متشکل از تیم تخصصی کارشناسان حقوقی و وکیل پایه یک دادگستری در محدوده نیاوران آماده ارائه خدمات مشاوره حقوقی به شما عزیزان می باشد.

اعتبار تعیین زوجین ماده 1067 قانون مدنی مقرر می دارد : ” تعیین زن و شوهر ، به نحوی که برای هیچ یک از طرفین در شخص طرف دیگر شبهه نباشد، شرط صحت نکاح است”.تعیین نامزدها ممکن است به وسیله تعیین نام و مشخصات آنها و یا با دیدن و اشاده انجام گیرد.منظور از تعیین دقیق زوج و زوجه ، تعیین شخصیت و هویت آنهاست، به گونه ای که آنان را کاملا ، متمایز و مشخص سازد.اگرچه، تعیین زن و شوهر برای خود آنها از شرایط درستی عقد است، اما نیامدن نام و نشان زن یا شوهر در عقد به اعتبار آن صدمه نمی زند.

تعلیق در عقد نکاح موجب بطلان آن است( ماده 1068 ق.م) . تعلیق در صورتی موجب بطلان نکاح است که ناظر به ایجاد رابطه زوجیت باشد. قانون مدنی در عقد نکاح، جنبه عمومی و اجتماعی آن را بر جنبه خصوصی عقد برتری داده و آزادی اراده افراد را در انعقاد آن محدود نموده و تنجیز ( عدم تعلیق) را شرط صحت عقد به ترتیب فوق ، قرار داده است: بنابراین هر نوع تعلیق در عقد نکاح باطل است، با وجود این اگر نکاح معلق به وجود یکی از شرایط درستی آن باشد( مانند اینکه مرد بگوید : با تو ازدواج می کنم به شرط آنکه در عده مرد دیگری نباشی) ، صحیح است.